ثلاثهء غساله و داستان دوستان
غزل شمارهء 224 در شمارهء بهمن ماه 1340 نشريهء شهردارى يزد ، مقالهاى تحت عنوان « داستان دوستان » به خامهء آقاى مهدى فرزانه « هديه بعاشقان حافظ » گرديده و ضمن آن بطور مشروح بيان شده است كه « غساله » نام مطربهء سلطان غياث الدين بود و سه دختر او « سرو » ، « گل » و « لاله » نيز ساقى بزم سلطان بودند ! و حافظ بدين مناسبت است كه فرموده :
ساقى ، حديث سرو و گل و لاله مىرود * وين بحث با ثلاثهء غساله مىرود !
بايد گفت كه اين مطلب ، افسانهئى بيش نيست . و اين افسانه هم از روزگاران گذشته به ما رسيده است .
بعضى از پيشينيان كه معلومات كافى نداشته و طبع آنان بيشتر به افسانهسازى و دروغپردازى متمايل بوده است هر موقع كه معانى كلمات و جملاتى را درك نكردهاند يا به مواردى برخوردهاند كه از آن ، سر در نياوردهاند ناچار به جعل مطالبى ! مناسب موضوع مبادرت نموده و با اين طريقهء سهل و آسان به حل معضلات پرداختهاند ! و اگر امروزه كسى در اين مورد با شكيبائى و بردبارى به كتابهائى كه به يادگار براى ما مانده