تذكرهنويسان ايران نوشته باشند ! زيرا ايشان راجع به مطالب داخلى شعرا هميشه به كلى سكوت پيشه كردهاند ( لغتنامهء دهخدا ، حافظ ) نقل از صفحهء 76 واژهنامهء غزلهاى حافظ - از حسين خديوجم - تهران 1362 ه . ش .
7 نبات ، نوعى از شيرينى است كه از شيرهء شكر درست مىكنند و در صورتى كه شاخههاى نبات را ملاحظه فرموده باشيد ديدهايد كه قنادان هر شاخه را ، دور سه چوب نازك مىريزند . - پادشاه خاتون ملكهء كرمان در مورد شاخهاى نبات اين رباعى را سروده است :
آن روز كه در ازل نشانش كردند * آسايش جان بىدلانش كردند
دعوىّ لب نگار مىكرد نبات * ز آن روى سه چوب در دهانش كردند
و همانطوركه شعراء : سرو ، گل ، ماه ، و غيره در شعر خود مىآورند و مقصودشان محبوبه و معشوقه مىباشد ، حافظ نيز در اين غزل و يكى دو جاى ديگر : « شاخ نبات » آورده كه استعارهايست براى يار ، و منظورش هم ؛ همين بوده است و اينكه مىگويند نام زنى بوده به هيچوجه صحيح نيست . حائرى .
براى اطلاع و اطمينان بيشتر ، در اهواز به يك دكان قنادى مراجعه و ملاحظه كردم كه در اطراف يك ريسمان ، يك قطعهء ( تقريبا دايره مانند ) متبلور « نبات » شبيه شمش به طول كمتر از يك وجب با سرى باريكتر از بدنه ، ريخته و ساختهشده آن را « شاخ نبات » نامند .
اهواز 27 / 2 / 1340 سيد هادى حائرى ( كورش ) . . . .
« شكر را كه پختند و بقوام آمد در طشتكى مىريزند و در وسط آن