طشتك يا قدح يا كاسه ، رشتههاى نخ يا چوب قرار مىدهند و بلورهاى مذاب نبات به دور آن رشته يا چوب ، مانند شاخهء گياه بسته مىشود از آن جهت آن را شاخهء نبات ناميدهاند و بقيهء محتوى ظرف را كاسهء نبات مىگويند . . . » ( صفحهء 127 جلد « 1 » دوم چنتهء درويش تأليف دكتر محمد على احسانى طباطبائى ) .
موضوع ديگر - : در پايان اين بحث با توجه به توضيحات فوق :
اينكه مىگويند شاخ نبات يعنى شاخهء گياه - شاخهء نباتات - . . . . و شاعر ، كلك خود را نبات يعنى گياه نى معرفى كرده است » بايد گفت كه : اين معنا صحيح نمىباشد ، . . . . اجر صبريست كه سالها به احترام آن گلعذار - آن سرو قامت ، آن شاخ نبات ، آن ماه تابان ، آن عزيز دل و جان - پيشهء خود ساختم و دم برنياوردم . . . ( ح ) .
هامش
( 1 ) . « جلد » : - برخى مرقوم مىفرمايند : جلد اول يا جلد دوم كه صحيح آن مجلد اول يا مجلد دوم مىباشد : ( جلد : پوست ، پوست بدن انسان يا حيوان ، آنچه روى چيزى بكشند يا بچسبانند مثل جلد كتاب ، جلد دفتر . « فرهنگ فارسى عميد چاپ اول 1363 ه . ش . صفحهء 822 ) . « مجلد [ به ضم ميم و فتح جيم و فتح و تشديد لام ] : كتاب كه آن را جلد كرده باشند » فرهنگ عميد ، ص 2184 - . ( جلد :
پوست . . . و محفظهء كتاب . . . كه از چرم و تيماج و « جز آن » سازند . . . فرهنگ نفيسى « ناظم الاطبا » ص 1111 ) . - « مجلد : كتاب جلد كردهشده و هرچند جزو از كتاب كه لايق جلد كردن جداگانه باشد . » فرهنگ نفيسى - ص 3145 - .