رفتار قزوينى با خلخالى
مقارن اوايل 1318 شمسى ، دوازده سال تمام از چاپ حافظ خلخالى گذشته بود . طبيعى است كه تصور كنيم كه خلخالى در اين مدت اصلاحاتى در متن حافظ خود كرده طالب فرصت و وسيله براى منتشر كردن چاپ دوم كتاب خود بود . در همين اوان ناگهان قزوينى پس از اقامت طولانى ( قريب به سى سال ) در اروپا به ايران برگشت و با وجودى كه تا آن وقت هيچ كتاب شعر فارسى تصحيح نكرده بود ( و بعد از حافظ نيز نكرد ) بىدرنگ دست به كار تصحيح حافظ شد . در اين كار نيز از پشتيبانى بىدريغ وزارت فرهنگ وقت ( منجمله اعتبارات هنگفت مالى دولت ) برخوردار بود . جالب است كه در اين موقع ، فضل تقدم خلخالى را رعايت نكرد و او را حتى به همكارى خود در تصحيح حافظ نپذيرفت ولى از طرف ديگر اساس كار خود را همان نسخهء خلخالى كه از خود او گرفته بود قرار داد ! چنان كه خودش شرح داده است نسخهء خطى خلخالى را با نسخهء چاپى خلخالى مقابله كرد و گفت در حدود چهارصد مورد هست كه ضبط نسخهء خطى خلخالى با چاپ خلخالى فرق دارد . تصريح هم كرد كه خلخالى در حدود صد و ده تا از اين موارد را در غلطنامهء چاپ خودش ذكر كرده است . پس بنا بر گفتهء خود قزوينى مسئله محدود به قريب دويست و نود فقره اختلاف قرائت ميان نسخهء خطى خلخالى و نسخهء چاپى خلخالى مىشود .
قزوينى مىتوانست يك غلطنامهء تكميلى ( در منتها ده دوازده صفحه ) ترتيب بدهد و اين اختلاف قرائتها را در اختيار حافظدوستان بگذارد ، ولى بجاى اين كار ، براى خودش اين حق را قائل شد كه به خاطر همان دويست و نود اختلاف قرائت ، هياهوئى به راه انداخته ، حافظ چاپ خلخالى را تخطئه كرده [ آن را به سكهء يك پول درآورده و بىاعتبار سازد ] و با آن سابقهء امر و ضمنا بر اساس همان نسخهء خلخالى ، حافظ