« قزوينى ، . . . نمىتواند در مباحث كاملا ذوقى وارد شود » :
علامهء فقيد سعيد محمد قزوينى اعلى اللّه مقامه بتصديق كافهء دانشمندان ايران و ايرانشناسان جهان يكى از مفاخر عالم دانش و يكى از بزرگترين مردان علم و ادب ايران در قرن اخيرست كه تحقيقات عميق و افاضات بديع و پرارزش او در شمار بهترين ذخاير و مؤثرترين مدارك براى مطالعه و بحث و فحص در موضوعات تاريخى و ادبى ما بوده و خواهد بود اما همين توجه بليغ بكشف دقايق لغت و حقايق تاريخ موجب شد كه آن مرحوم در تتبعات خويش حد اعلاى وسواس را به كار برده به اقوال شفاهى ديگران و حافظهء خويش بىاعتماد باشد ، مندرجات كتب را با ديدهء ترديد بنگرد . هرگز بر صحت عبارت و كلمهاى ايمان پيدا نكند مگر آنكه مدركهاى بسيار ، بر درستى آنها گواهى دهد و بديهى است كه چنين شخصى با داشتن اطلاعات بسيط و معلومات وسيع و احاطهء كامل بر موازين ادب بازهم نمىتواند در مباحث كاملا ذوقى وارد شود و در تصحيح و تنقيح متون ادبى صرف ، همچون ديوان لسانالغيب ، توفيقى شايان كسب كند زيرا كه وى اكثر ايام و اوقات گرانبهاى عمر خود را در صحبت خشك و خشن تاريخ و لغت گذرانده ، و با شعر مجرد ، كمتر سر و كار داشته است .
اصلاح يك متن تاريخى و دستيابى به اشتقاقهاى لغوى چيزيست ، و تنقيح يك متن ادبى و درك لطايف شعرى چيز ديگر ، آن كار سرست ، و اين كار دل .
مثل آن بزرگوار ، مثل دانشمند گياهشناسى است كه گلهاى زيبا و دلفريب را از نظر « تشريح » نگريسته چگونگى ريشهها ، گلبرگها ، پرچمها و بالاخره آثار وجودى و تركيبات حياتى آن را مورد توجه و عنايت قرار دهد ، اما در برابر جمال و رنگ و بوى او ، سرد و خالى از احساس ، باقى
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1369
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٣٦٩