تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1370

مساهمون:

ص١٣٧٠
بماند ! مرحوم علامه هم كه قسمت اعظم و مؤثر حيات خويش را در رشتهء دغدغه‌انگيز تاريخ گذرانده بود نمىتوانست با ظرافت‌ها و شيرين‌كاريهاى شعر ، آن هم شعر دلاويز و بسيار دقيق خواجه مأنوس گردد ، و چنان كه در خور شهرت عالمگير اوست ، در قضاوت روشن باشد . دريغ كه نام و مقام رفيع قزوينى ، وزارت فرهنگ را بر آن داشت كه براى تهيهء طبعى منقّح و متقن از ديوان خواجه دست به دامن وى زند و آن مرحوم نيز چنان كه مرقوم فرموده‌اند : « محض امتثال اوامر مطاعهء ايشان « 1 » با كمال افتخار اين تقاضا را بپذيرد » . اما كاش نمىپذيرفت و توصيه مىفرمود كه آن وظيفه به استادانى شاعر و شعرشناس از قبيل آقاى همائى و آقاى فروزانفر كثر اللّه امثالهم محول گردد . بارى آن مرحوم با دستيارى كم‌اثر مرحوم دكتر غنى نسخهء خطى خلخالى را كه در 827 ( سى و پنج سال پس از رحلت خواجه ) نوشته شده و يك‌بار هم توسط دانشمند بىادعا مرحوم خلخالى به چاپ رسيده بود ، براى متن برگزيد . . . . حسين پژمان بختيارى ( لسان‌الغيب « حافظ » . - صفحه هجدهم و نوزدهم مقدمه - چاپ آذر ماه 1342 كتابخانه ابن سينا ( تهران ) .
هامش
( 1 ) . مرحوم اسماعيل مرآت ، وزير فرهنگ وقت كه لطيفه‌هاى شيرين براى او ساخته‌اند ( پژمان ) .