مىداده است ! در اين مورد علاوه بر اينكه خدا را به خدا نمىتوان سوگند داد ، اصلا مورد سوگند دادن نيست ، بلكه مورديست كه عارف پى خدا مىگردد و خداى را جستجو مىكند و مىگويد : اى خدا ، و نمىگويد : ترا به خدا ! . . . و نظير اين موارد در آن كتاب « 1 » كم نيست و حق آن بود كه در حواشى همان نسخه ، استادان محترم « 2 » در اين ابواب « 3 » اظهار نظر مىفرمودند يا در پايان نسخه ، تعليقاتى دربارهء نسخهبدلها علاوه مىنمودند .
ملكالشعراى بهار ( بهار و ادب فارسى - مجلّد اول - صفحهء 287 - چاپ تهران 1355 ه . ش . ) 2 . . . دوازده منبع من در « جامع نسخ حافظ » در حقيقت مجتمعا نمايندهء لااقل بيست و هفت منبع متن حافظ مىشوند . . . هيچيك از اين بيست و هفت منبع به جاى « خدايا » در اين بيت « خدا را » بعنوان نسخهبدل ( هم ) ضبط نكرده است . بعلاوه « خدا را » چه از نظر معنى و چه از نظر دستور زبان فارسى ، متن را در اين بيت ، مغشوش و مغلوط مىكند زيرا « خدا را » خود به معنى « براى خاطر خدا ، يا شما را به خدا ، رحم كنيد يا كمك كنيد » است . و به عبارت ديگر فعل در آن مستتر است .
پس نمىتواند در آن واحد علاوه بر فعل مستتر ، فعل آشكارى هم كه بر طبق ضبط قزوينى در اين مورد « مىكرد » باشد داشته باشد .
هيچ معلوم نيست كه قزوينى ، كه دخالت ناگهانى و نابجاى او در كار حافظ باعث شد كه امر تحقيقات راجع به حافظ ( يعنى يك مسئلهء فرهنگى مهم جهانى ) در حدود سى سال در ايران و خارجه به عقب بيفتد اين نسخه
هامش
( 1 ) . ديوان حافظ قزوينى غنى
( 2 ) . يعنى علامه قزوينى و دكتر غنى
( 3 ) . يعنى در باب اشتباهات فراوان حافظ قزوينى .