ابيات هر غزلى » « از ابتدا تا انتهاى كتاب » ( يعنى چاپ قزوينى ) « فقط و منحصرا » مطابق نسخهء خلخالى است . ناچار اين سؤال به ذهن انسان خطور مىكند : « پس خود قزوينى چه كار كرده است ؟ و اصلا چه لزومى داشت كه قزوينى يك « حافظ » به چاپ برساند ؟ » .
2 - قزوينى به قول خودش كار خود را منحصر به كوشش در تصحيح كلمات منفرد ( صحت و سقم عبارات ) كرده است . يعنى از چهار عمل اصلى تصحيح حافظ ( كه عبارت از تصحيح كلمات ، و تشخيص اصالت غزلها و تشخيص اصالت ابيات منسوب به هر غزل ، و تعيين توالى صحيح ابيات غزل باشد ) كار قزوينى منحصر و محدود به نخستين مرحله از اين مراحل چهارگانه است . اما در آنجا نيز با آنكه از يك طرف در بعضى موارد نادر ، كلمهاى صحيحتر از متن خلخالى ضبط كرده است در بعضى موارد ديگر كلمهء صحيح خلخالى را برداشته كلمهء غلطى به جاى آن گذاشته است ! از جمله « خدا را » به جاى همين « خدايا » و مسلمان به جاى سليمان . . .
از اين موارد مثالهاى مكرر مىتوان ذكر كرد ، مشت نمونهء خروار است .
3 - بالاتر از همهء اينها ، انحراف قزوينى از اصول اخلاقى حرفهئى است . در كجاى دنيا و در چه زمانى رسم بوده است كه چند سال پس از آنكه كسى ، كارى را شروع كرد و در آن كار به پيشرفتهاى معتنابهى هم نايل شد ، يك نفر ديگر آن هم بدون صلاحيت فنى و ذوقى بيايد و حاصل كار آن شخص واجد فضل تقدم را در زمان حيات خود او با تغييراتى جزئى و فرعى ( بعضى درست و بعضى غلط ) تكرار كند و آن را بعنوان كار تازه به جامعه عرضه كند ؟ ! چنان كه اطلاع دست اول دارم خلخالى از حقكشى قزوينى سخت رنجيده و گلهمند بود . و از آن گذشته حافظشناسان متعدد منجمله آقايان
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1366
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٣٦٦