بدل غلط و زشت را از كدام گوشهء كدام نسخهء دوردست خطى يا چاپى گير آورده و بر كلمهء صحيح « خدايا » در اين بيت ترجيح داده است ؟ ! . از آن گذشته چرا « خدايا » را كه در تمام نسخ خطى و چاپى معتبر در دسترس موجود است حتى بعنوان يك نسخهبدل در حاشيهء پاى صفحه ذكر نكرده است ؟ ! .
تقريبا سرتاسر كار قزوينى راجع به حافظ بر همين منوال است . در حقيقت لازم است مطالعهء جامعى دربارهء علل اينكه چرا به خلخالى كه در سال 1318 زنده بود و در آن وقت بيش از دوازده سال از تاريخ چاپ حافظ او مىگذشت و البته خودش نيز آماده و مشتاق آن بود كه حافظ خود را با اصلاحاتى تجديد چاپ كند اجازه داده نشد كه چنين كند ولى در آن سال كار تصحيح حافظ به قزوينى كه اصلا اهل درك شعر فارسى نبود و يك عدد از كتب قبلى يا بعدى او دربارهء تصحيح شعر نيست ارجاع شد ؟ ! او نيز نسخهء چاپى خلخالى را جلو خود گذاشت و نسخهء خطى خلخالى را كه مبناى همان چاپ و البته منحصر به فرد بود از خود خلخالى گرفت و در مقدمهء شلوغ پلوغ بر چاپ خودش در صفحهء لط ( يعنى 39 ) دربارهء نسخهء خلخالى به صراحت چنين نوشت :
« من خود را ملتزم و مقيّد كردم كه در خصوص كميّت اشعار يعنى از لحاظ عدهء غزليات و عدهء ابيات هر غزلى ( نه از لحاظ صحت و سقم عبارات ) از ابتدا تا انتهاى كتاب فقط و منحصرا همان نسخه را اساس كار خود قرار دهم و هر چه در آن نسخه موجود است . . . . تماما و بدون هيچ زياده و نقصان آنها را چاپ كنم و هر چه در آن نسخه موجود نيست . . . .
آنها را مطلقا كالعدم انگاشته به كلى از آن صرفنظر نمايم . » ( ! ) اينجا محل بررسى جامع به كار قزوينى دربارهء حافظ نيست ولى به سه اشاره مختصر اكتفا مىكنم :
1 - به قول صريح و منتشرشدهء خود قزوينى « عدهء غزليات و عدهء
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1365
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٣٦٥