و ديدار خداوند نيز قابل رد است ، زيرا سياق شعر كه در بيت آغازين دل رفتن از دست و آشكار شدن راز پنهان را ادا مىكند در بيت بعدى مضمون پرمعنى و عارفانهء مورد نظر نويسندهء عزيز را تاب نمىآورد ، لذا بنا به جهات مرقوم ، همان به كه ضبط سودى ( بىتوجه به تفسير وى ) انتخاب شود « 1 » .
سياوش پرواز - ( مشهد - ارديبهشت 1364 ) « كيهان فرهنگى - سال دوم ، شمارهء 4 - تير ماه 64 - صفحهء 23 » 19 در پاسخ اظهار نظر صفحهء 132 كتاب ذهن و زبان حافظ ( چاپ دوم ) بايد گفت كه اگر شكستگى جزئى بوده به هيچ وجه طرح آن از طرف شاعر لزومى نداشته و اگر « كلّى » بوده ، مسلّما « باد شرطه » كارساز نبوده است بعلاوه آنكس كه به تخته پاره چسبيده آرزوى نجات دارد ، نه آرزوى وزيدن باد ، همچنين كار به آنجاها كشيده نشده و در بيت نامى از « تخته پاره » نيامده است و نيز سخن از شكستگى جزئى كشتى بود ! به هر حال قطعا و بدون هيچگونه ترديد « كشتىنشستگانيم « 2 » » صحيح است . ( ح )
موج ازين بار ، چنان كشتى طاقت بشكست * كه عجب دارم اگر تخته به ساحل برود .
نقل از : « غزليات سعدى » به اهتمام محمد على فروغى ، چاپ بروخيم - تهران - 1318 ه . ش . ص 141
هامش
( 1 ) . يعنى : « كشتىنشستگانيم »
( 2 ) . « . . . چون در كشتى نشستيم و به ميان بحر رسيديم ، ناگاه بادى سخت برخاست و . . . كشتى بشكست و مردم غرق گشتند ، و ما تنى چند بر تختهئى بمانديم . » جوامع الحكايات عوفى ، به كوشش جعفر شعار ، چاپ دوم ، ص 361 - ( نقل از :
« قافلهسالار سخن خانلرى » نشر البرز ، تهران 1370 ه . ش . ص 83 ) .