تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1335

مساهمون:

ص١٣٣٥
15 . . . كشتى ، مفعول مقدم و « نشستگانيم » خبر مبتداى محذوف ، و باد شرطه باد موافق را گويند كه كشتى را به مقصود رساند . . . يعنى ما سالكان درين دنيا كه دريائى است ز خار و مشتمل است بر جميع انواع مهلكات و همهء اصناف آزار ، بر كشتى وجود جسمانى « نشسته‌ايم » . . . . ( كتاب رشف العسل و كشف الغزل - چاپ آستانهء مباركه - 1316 ه‍ . ق . - سيد محمد حسينى هندى « هروى » ) 16 « . . . در اثناى راه « كشتى وى شكسته » ، قريب چهارصد جلد كتابش به آب رفت ، مولانا به مشقت تمام از تلاطم درياى زخّار ، به ساحل نجات رسيده از آنجا به استنبول شتافت . . . . ( كتاب نان جو ، دوغ گو - نوشتهء استاد دكتر باستانى پاريزى - ص 627 - چاپ 1362 ه‍ . ش . ) 17 كشتى بادبانى را براى شكافتن امواج و راندن سوى مقصد نياز به باد شرطه يا باد مراد است . هرگاه باد بر وفق مراد نوزد ، سير كشتى در امتداد مطلوب و به گونه‌اى رضايت‌بخش صورت نبندد اما نياز بباد شرطه ، مشروط بر آنست كه كشتى را آسيبى نرسيده باشد ، چه بر كشتى « شكسته » هرچند باد مراد نيز بوزد چه بسا كه پيش از رسيدن بساحل نجات در كام امواج فروشود و سرنشينان آن را هرگز ديدار آشنا دست ندهد . ازاين‌رو مىتوان شعر نادرستى را كه بغلط در افواه است ناشنيده گرفت . . . و كشتى « نشسته » را بجاى كشتى شكسته اختيار نمود . . . . محمد على معيرى ( حافظ را ، هم از حافظ بشناسيم - ص 112 - چاپ اول - سال 1354 ه‍ . ش . )
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1335 | شمس الدين حافظ