تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1340

مساهمون:

ص١٣٤٠
2 يكى اصل و ديگرى نسخه‌بدل - :
مرا و مرغ چمن را ، ز دل ببرد آرام * سحرگهان كه دل هر دو ، در نواى تو بست
و : مرا و سرو چمن را به خاك راه نشاند * زمانه تا قصب نرگس قباى تو بست
ضمنا مىافزايد كه فاضل نامى و گرامى ، جناب بهاء الدين خرمشاهى ، دربارهء بيت : « مرا و سرو چمن را . . . » چنين اظهار نظر فرموده است : « به خاك راه نشاند « ايهام » دارد چه در مورد شاعر معناى آن مجازى است - يعنى بيچاره كرد - و در مورد « سرو » حقيقتى است - چه سرو در خاك نشسته است » كتاب ذهن و زبان حافظ . چاپ دوم : 1362 يا چاپ سوم : 1367 ه‍ . ش . - صفحه 103 3 . . . معنى شعر ، اعم از اينكه عبارت مورد نظر را بر طبق متن نسخهء قزوينى « قصب نرگس قبا » بخوانيم و يا مطابق غالب نسخ كه در حاشيهء چاپ مزبور ياد شده است ، « قصب زركش » ، فصيح و بليغ مىنمايد . خواجه مىفرمايد : از آن هنگام كه تو معشوق ممشوق ، بند قبا و كمربند جوانى و رعنائى بر ميان بسته‌اى و در كوى و برزن و باغ و راغ به خراميدن آمده‌اى مرا و سرو چمن را به خاك راه نشانده‌اى : مرا از اين حيث كه همواره در رهگذرت خاك نشينم تا چون تو از آن بگذرى ، قامت رعنايت را ببينم ، و سرو چمن را از اين نظر كه ديگر كسى به سرو چمن نمىنگرد و قامت او را به چيزى نمىشمرد و او خود هم در برابر قامت تو خويشتن را پست و حقير مىيابد و از شرمسارى سرافكنده شود و با