حركت نمىكند « 1 » . . . ما كشتىنشستگانيم . . . اى باد موافق بلند شو ، يعنى پيدا شو و بوز . . . جايزست مراد از كشتىنشستگان تنها خودش باشد و صيغهء جمع را در مقام مفرد اجرا كند . . . و مقصودش از بيان كشتىنشسته شايد اظهار تنگدلى و اضطراب باشد زيرا كشتى اغلب سبب ناراحتى و بهمخوردگى حال مىشود . . . كسانى كه « كشتىنشسته » را به « كشتى شكسته » بدل نمودهاند ، شكستى به معناى شعر وارد آوردهاند .
( شرح سودى بر حافظ - جلد اول - صفحه 41 و 42 - تهران 1341 ه . ش ) 13 من مانند كسانى هستم كه در كشتى نشستهاند و براى سفر به نزد محبوب و مكان معهود و يا مقصد و مقصود دقيقهشمارى مىكنند و انجام اين سفر و رسيدن به مقصود موكول و محول است بر اينكه باد موافق « شرته » بوزد و كشتى را بسوى منزل و ساحل و مسكن مورد نظر پيش ببرد و اگر اين باد موافق نوزد و كشتى را به حركت درنياورد كشتىنشستگان همچنان نااميد و دلشكسته بايد به انتظار بنشينند . پس ، اى باد موافق اكنون كه ما آمادهء سفر شدهايم « در كشتى نشستهايم » . . .
به حركت و وزش درآى و ما را به طرف مقصد پيش بران و كشتى را به حركت درآور به اميد آنكه « باشد كه » بار ديگر « باز » آن دوست آشنا را ملاقات كنيم و به زيارت و ديدار او نائل شويم و از مصاحبتش برخوردار گرديم . [ در شرح اين بيت بمناسبت دو جمله يكى كشتى نشسته و ديگر باد شرطه بايد توضيح بدهيم تا براى كسانى كه درباره كشتى نشسته و كشتى شكسته دچار ترديد هستند رفع شك و دودلى بشود .
در نسخه قزوينى نيز « كشتى شكسته » است . ليكن در پنج نسخهء كهن اين جانب كشتى نشسته است و حتى در نسخه آ . كه كهنترين نسخهء اين
هامش
( 1 ) . يا آنانى كه در كشتى نشستهاند .