جانب است اين جمله با اين رسمالخط نوشته شده است « كشتىنشستههاييم » و بنا بر توضيحى كه خواهيم داد اساسا كشتى شكسته ، با باد شرطه نمىتواند اداى معنى كند و در واقع اين بيان نقض غرض است زيرا : هنگامى كه كشتى شكست ، در اثر شكسته شدن محكوم به فنا و غرقه شدن در آب است و اگر بادى برخيزد بيشتر و سريعتر آن را بقعر دريا مىبرد زيرا وزش باد در دريا توليد موج مىكند و امواج دريا سبب تلاطم مىگردد . و كشتى شكسته را زودتر امواج متلاطم مىبلعد و به دل دريا مىفرستد . پس باد موافق براى كشتى شكسته هيچ سود و منفعتى ندارد و نمىتواند مفيد فايده باشد . كشتى شكسته كه آب ، بدرون آن در اثر شكستگى رخنه مىكند قادر به حركت نيست زيرا آب بدرون آن راه مىيابد و آن را سنگين مىكند و از حركت بازميدارد . شكستگى كشتى را هم به دو صورت مىشود تصور كرد . يكى اينكه دكلها و بادبانهايش شكسته باشد كه در اين صورت باد چه موافق و چه مخالف براى آن كارى صورت نمىدهد . ديگر اينكه بدنهء كشتى شكسته باشد و در اين حال هم آب به داخل كشتى سرايت و رخنه مىكند و اگر تلاطم شديد شود آب با سرعت بيشتر به داخل كشتى نفوذ مىكند و آن را سنگين مىسازد و به قعر دريا مىفرستد . جاى بحث نيست كه در نسخههاى دستنويس استنساخكنندهگان اشتباه كرده و رسم الخط شكسته را نشسته نوشته و يا در اثر فراموشى نويسندهاى و نسخهبردارى كه در اثر نسيان سركش كاف را نگذاشته سبب بروز و ظهور اين اختلاف در نسخههاى بعدى گرديده و در نتيجه گروهى چنين پنداشتهاند كه قصد و نظر از كشتى شكسته يعنى مردمى نوميد و مأيوس و دچار مصيبت و فلاكت شده و از اين رهگذر آن را بر كشتى نشسته مرجح دانسته درحالىكه در اين تصور و پندار هيچ توجه به باد شرته نكردهاند . اين اختلاف نظر از اوائل قرن دهم آغاز شده و در ميان اهل فضل مورد بحث و گفتگو و جدل گرديده تا آنجا كه ، گفتهاند
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1333
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٣٣٣