به من سلام فرستاد دوستى امروز * كه اى نتيجهء كلكت سواد بينائى
پس از دو سال كه بختت به خانه بازآورد * چرا ز خانهء خواجه به در نمىآئى ؟ !
جواب دادم و گفتم بدار معذورم * كه اين طريقه نه خودكامى است و خودرايى
وكيل قاضىام اندر گذر كمين كردهست * به كف قبالهء دعوى چو مار شيوائى : ( 1 )
كه گر برون نهم از آستان خواجه قدم : * بگيردم سوى زندان برد به رسوائى .
جناب خواجه حصار من است ، گر اينجا : * كسى نفس زند از حُجّت تقاضائى :
به عون قوّت بازوى بندگان وزير * به سيلىاش به شكافم دماغ سودائى
هميشه باد جهانش به كام ، وز سرِ صدق : * كمر به بندگىاش بسته چرخ مينائى .
( 1 ) . حافظ ق . غ : مار شيدائى . ( مار شيوا و مار شيبا : در ديوان خواجهء شيراز قطعهاى مىبينيم كه از لحاظ وقوف بر زندگى خصوصى و سوانح عمرى او ارزش فراوان دارد و وامدارى و گرفتارى و رنجى كه بر آن آزادهء رند مىگذشته از آن خوانده مىشود . . . دور بودن از خانه و احتمالا خانواده آن هم به مدت دو سال و اذيتها و آزارهائى كه ديده است از باب مطالعه در سوانح زندگى او بسيار ارزش دارد . . . در نسخهء مصحح مرحوم قزوينى ( مار شيدائى ) آمده است . . . در حالى كه اين حيوان خزنده در ادبيات فارسى نامش قبلا آمده چنان كه در « ويس و رامين » . . . مىخوانيم :
كسى كش « مار شيوا » بر جگر زد - ورا ترياك سازد نه طبر زد
. و ايضا در همان كتاب ، جاى ديگر . . . سر ديوار او پر « مار شيبا » - جهان از زخم آنها ناشكيبا . . . سيد ابو القاسم انجوى شيرازى - نقل از « مقالاتى دربارهء زندگى و شعر حافظ - بقلم نويسندگان - چاپ كنگرهء جهانى سعدى و حافظ ) .