تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1307

مساهمون:

ص١٣٠٧
اى معرّا اصل عالىجوهرت از حرص و آز * وى مبرّا ذات ميمون اخترت از زرق و ريو
در بزرگى كى روا باشد كه تشريفات را * از فرشته بازگيرى آنگهى بخشى به ديو
.
ساقيا پيمانه پر كن زانكه صاحب مجلست * آرزو مىبخشد و اسرار مىدارد نگاه
جنّت نقدست اينجا عيش و عشرت تازه كن * ز آن كه در جنت خدا بر بنده ننويسد گناه
دوستداران دوستكامند و حريفان با ادب * پيشكاران نيكنام و صف‌نشينان نيكخواه
ساز چنگ آهنگ عشرت ، صحن مجلس جاى رقص * خال جانان دانهء دل ، زلف ساقى دامِ راه
دور ازين بهتر نباشد ، ساقيا عشرت گزين * حال ازين خوش‌تر نباشد ، حافظا ساغر بخواه
به گوش جان رهى منهئى ( 1 ) ندا در داد * ز حضرت احدى لا إله الا اللّه
كه اى عزيز كسى را كه خوارى است نصيب * حقيقت آن كه نيابد به زور ، منصب و جاه
به آب‌زمزم و كوثر سفيد نتوان كرد * گليم بخت كسى را كه بافتند سياه
( 1 ) . منهى - خبرگزار ، مخبر .