تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1302

مساهمون:

ص١٣٠٢
نه به تنها حيوانات و نباتات و جماد * هرچه در عالم امرست بفرمان تو باد
دادگرا ترا فلك جرعه‌كش پياله باد * دشمن دل‌سياه تو غرقه به خون چو لاله باد
ذروهء كاخ رتبتت راست ز فرط ارتفاع * راهروانِ « وهم » را راه هزارساله باد
اى مه برج منزلت چشم و چراغ عالمى * بادهء صاف دايمت در قدح و پياله باد
چون به هواى مدحتت زهره شود ترانه‌ساز * حاسدت از سماع آن محرم آه و ناله باد
نُه طبق سپهر و آن قرصهء ماه و خور كه هست * بر لب خوان قسمتت سهل‌ترين نواله باد
دختر فكر بكر من محرم مدحت تو شد * مهر چنان عروس را ، هم به كفت حواله باد
روح القدس آن سروش فرّخ * بر قبّهء طارم زبرجد
مىگفت سحرگهى كه يا رب * در دولت و حشمت مخلّد
بر مسند خسروى بماناد * منصورِ مُظفّرِ محمّد
به سمع خواجه رسان اى نديم وقت‌شناس * به خلوتى كه در او اجنبى صبا باشد