تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1299

مساهمون:

ص١٢٩٩
آصف عهد زمان جان جهان تورانشاه * كه درين مزرعه جز دانهء خيرات نكشت
ناف هفته بُدو از ماه صفر كاف و الف * كه به گلشن شد و اين گلخن پردود بهشت
آن كه ميلش سوى حق‌بينى و حق‌گوئى بود * سال تاريخ وفاتش طلب از ميل بهشت
بهاء الحق و الدين طاب مثواه * امام سُنّت و شيخ جماعت
چو مىرفت از جهان اين بيت مىخواند : * بر اهل فضل و ارباب براعت
به طاعت قرب ايزد مىتوان يافت * قدم درنه گرت هست استطاعت
بدين دستور تاريخ وفاتش : * برون آر از حروف « قرب و طاعت »
.
قُوّت شاعرهء من سحر از فرط ملال * متفرق شده از بنده گريزان مىرفت
نقش خوارزم و خيال لب جيحون مىبست * با هزاران گله از ملك سليمان مىرفت
مىشد آن‌كس كه جز او جان سخن كس نشناخت * من همىديدم و از كالبدم جان مىرفت
چون همىگفتمش اى مونس ديرينهء من * سخت مىگفت و دل‌آزرده و گريان مىرفت