نظير خويش بنگذاشتند و بگذشتند * خداى عزّ و جل جمله را بيامرزاد ( 1 )
خسروا ( 2 ) گوى فلك در خم چوگان تو باد * ساحت كون و مكان عرصهء ميدان تو باد ( 3 )
زلف خاتون ظفر شيفتهء پرچم تست * ديدهء فتح ابد عاشق جولان تو باد
اى كه انشاء عطارد صفت شوكت تست * عقل كلّ چاكر طغراكش ديوان تو باد
طيّره جلوهء طوبى قد چون سرو تو شد * غيرت خلد برين ساحت ايوان تو باد ( 4 )
( 1 ) . « . . . آقاى خرمشاهى مصراع دوم اين بيت حافظ را [ خداى عزّ . . . ] برگرفته از بيت دوم قطعهاى از سنائى دانسته است ( حافظنامه ، بخش اول ، ص 43 ) . اما اين قطعه از سنائى نيست ، و متعلق است به « عثمان مختارى غزنوى » . . . و ، اصل قطعه چنين است :
مرا به غزنين بسيار دوستان بودند به نامهاى ز من آن قوم را نيامد ياد مگر كه جمله بمردند و نيز شايد بود خداى عزّ و جل جمله را بيامرزاد . . .
( ديوان عثمان مختارى ، به اهتمام جلال الدين همائى ، ترجمه و نشر كتاب ، 1341 ، ص 594 ) نقل از : « نشر دانش » خرداد و تير 1369 - ص 20 - مقالهء « تأثير پيشينيان بر حافظ » : سيد على ميرافضلى .
( 2 ) . دومين مصراع بيت : « . . . سرش افتاده چو گو در خم چوگان تو باد » . ديوان خواجو كرمانى ، چاپ دوم به اهتمام سهيلى خوانسارى ، ص 137 تهران انتشاراتى پاژنگ 1369 .
( 3 ) . « . . . صحن مضمار فلك ، عرصهء ميدان تو باد » . همانجا و همان صفحه .
( 4 ) . مصرع دوم مطلع : « . . . قصر نه پنجره يك غرفه ز ايوان تو باد » . همانجا ، همان صفحه .