از مقالهء : « شب تاريك و بيم موج و . . . » به قلم دكتر على رواقى ، ( كلك ) ماهنامه - آذر 1370 شمارهء 21 ( تهران ) از صفحات 86 - 88 د - « زگال شب كه كند در قدح سياهى مشك . . . » « زگال شب استعاره است . . . اين زگال شب به سياهى خود مباهات مىكند تا آنجا كه به سياهى مشك طعنه مىزند [ قدح ] . . . و چون طبيعت ، ناز شب را به اين صفت سياهى مىبيند از چراغ سحرگهان يعنى خورشيد ، شرارى به زغال شب مىزند و آن را به آتش مىكشد ، اين آتش چيست ؟ همان شفق سرخ بامداديست . . .
سال 10 شمارهء 5 - . مرداد و شهريور 1369 دكتر عباس زرياب خوئى . نشر دانش ( ص 107 ) .
ه -
زگال ( 1 ) شب كه كند در قَدْح ، سياهى مشك * در او شرار چراغ سحرگهان گيرد ( 2 )
« . . . زغال شب كه از سياهى و تيرگى به سياهى مشك طعنه مىزند شرار چراغ سحرگهان يعنى آفتاب در او مىگيرد و او نيز مشتعل مىگردد كه اشاره به سرخفام بودن افق مشرق به هنگام طلوع آفتاب است . . . هم به آتش گرفتن زغال شب از آتش خورشيد ، و هم به انداختن نافهء مشك در آتش كه معمول بوده است اشاره دارد . . .
( دكتر عباس زرياب خوئى ) كتاب آئينهء جام ، ص 385 ، انتشارات علمى - 1368 ه . ش . تهران » .
كن فكان ( به ضم كاف و فتح فاء ) - كن فيكون : عالم موجودات را گويند و « مالك كن فكان خداوند تبارك و تعالى جل شانه . « فرهنگ نفيسى » ناظم الاطباء .
طبق مفاد نص تاريخ هزار افسوس كه چنين نشد و درست خلاف آن واقع شد ( ح ) .
( 1 ) . زگال - زغال .
( 2 ) . همين بيت ارجح است . ( ح )