الف - . . . نكال به معنى زشت و بدتركيب و بىريخت . . . نكال شب يا گنده پير شب يا زن زشت روى و سياه شب كه در جام شب ، سياهى مشك مىريزد . شرار چراغ سحرگاهان خورشيد در او مىگيرد - و او را نابود مىكند - . . .
دكتر على رواقى نشر دانش ، [ مجله ] نشريهء دانشگاهى ( تهران ) شمارهء چهارم سال دهم ، خرداد و تير 1369 ، ص 30 و 29 مقالهء : « سه واژه از حافظ » .
ب - « . . . نكال به فتح به معنى عقوبت ، و اصطلاح مشك در شراب يا مشك در قدح كردن ، كنايه از بىهوش كردن است ؛ . . . موضوع شعر ، شكنجه كردن و به عقوبت رساندن شب است ؛ و جرمش آنكه در قدح جهانيان مشك افكنده و آنان را در خواب و بىهوش ساخته است و كيفر معينه هم اين است كه چراغ سحرگهان ، يعنى خورشيد ، به جانش شرر افكند و نابودش سازد . ( . . . مصرع اول شرط ، و دوم جزاست ) . . .
دكتر احمد على رجائى بخارائى فرهنگ اشعار حافظ ، چاپ دوم 1364 ه . ش . انتشارات علمى ، ص 16 ج - « . . . نكال ، تصحيف « زگال » [ زغال ] بايد باشد . . . ولى مع ذلك ، ربط بين زگال شب و جملهء « كه كند در قدح سياهى مشك » درست واضح نيست . . . » محمد قزوينى . [ نوشتهء علامه قزوينى درست و واضح نيست ] .
نقل از : ديوان حافظ » به اهتمام علامه قزوينى و دكتر غنى ، به سرمايهء كتابخانهء زوار ص « قكز » ! و « قكح » ! ( زيرنويس ) .
[ بار ديگر ، از : دكتر رواقى ] . . . « نكال شب كه در قدح آسمان ، تيرگى و سياهى مشك مىپراكند و سياهى خويش بر آسمان مىاندازد ، شرار خورشيد در او مىافتد و او را به آتش مىكشد . . . » « . . . واژهء نكال در متنهاى فارسى به معنى عقوبت و عبرت و شكنجه و عذاب ، زشتى و خوارى و رسوا و رسوائى ، به كار رفته است . . . » .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1266
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٢٦٦