تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1269

مساهمون:

ص١٢٦٩
منصور بن مظفر غازىست حرز من * وز اين خجسته نام بر اعدا مظفّرم
عهد الست من همه با عشق شاه بود * وز شاهراه عمر بدين عهد بگذرم
گردون چو كرد نظم ثريا بنام شاه * من نظم دُر چرا نكنم از كه كمترم
شاهين صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه * كى باشد التفات به صيد كبوترم
اى شاه شيرگير چه كم گردد ار شود : * در سايهء تو ملك فراغت مُيسّرم
شعرم به يُمن مدح تو صد ملك دل گشاد * گوئى كه تيغ تست زبان سخنورم
بر گلشنى اگر بگذشتم چو باد صبح * نى عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم
بوى تو مىشنيدم و بر ياد روى تو : * دادند ساقيان طرب يك‌دو ساغرم
مستى به آب يك‌دو عنب وضع بنده نيست * من سالخورده پير خرابات‌پرورم
با سير اختر فلكم داورى بسىست * انصاف شاه باد درين قصه ياورم
شكر خدا كه باز درين اوج بارگاه * طاووس عرش مىشنود صيت شهپرم
نامم ز كارخانهء عشاق محو باد * گر جز محبت تو بود شغل ديگرم