تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1226

مساهمون:

ص١٢٢٦

489

بشنو اين نكته كه خود را ، ز غم آزاده كنى * خون خورى گر طلب روزى ننهاده كنى
آخر الامر گل كوزه‌گران خواهى شد ( 1 ) * حاليا فكر سبو كن كه پر از باده كنى
گر از آن آدميانى كه بهشتت هوس است ( 2 ) * عيش با آدمئى چند پريزاده كنى
تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف ( 3 ) * مگر اسباب بزرگى ( 4 ) همه آماده كنى
اجرها باشدت اى خسرو شيرين‌دهنان * گر نگاهى سوى فرهاد دل افتاده كنى
خاطرت كى رقم فيض پذيرد هيهات * مگر از نقش پراكنده ، ورق ساده كنى
كارِ ( 5 ) خود گر ، به خدا بازگذارى حافظ * اى بسا عيش كه با بخت خدا داده كنى
اى صبا بندگى خواجه جلال الدين كن * كه جهان پُرسمن و سوسن آزاده ( 6 ) كنى .
« خاك من و تو ، كوزه كند ، كوزه‌گرى » خيام ، تصحيح استاد جلال الدين همائى ، ص 264 ، سطر آخر ، انتشارات انجمن آثار ملى 1342 شمسى . ( حاليا فكر سبو كن كه در آن باده كنى . « نسخهء 805 » ) .