است » : ص 975 غزليات حافظ استاد اديب برومند .
: - د - « قزوينى خطا ؛ با توجه به اينكه خطا به معانى : گناهى غير عمدى و سهو و اشتباه و نادرست است . و خطر به معانى : نزديكى به هلاكت ، نزديكى بدانچه تلف شدن كسى يا چيزى باشد و بيم از تلف شدن هم معنى مىدهد و اينكه دردمندان بلا ، زهر هلاهل يعنى زهر بسيار كشنده دارند . بنابراين پرهيز از آنان را توصيه مىكند . اينست كه « خطر » بهتر و مناسبتر از « خطا » ست . « ص 253 شاعر ساحر دكتر همايونفرخ .
: - ه - [ همين مصراع دوم بيت دوم ] : « قصد . . . باشد و هان . . . » : نسخهء خطى « كه در موارد متعدد ، متنى منحصر به فرد ضبط كرده است ، اهدائى خانلرى به فرزاد .
( در يكى از صفحات همين ديوان ، قبلا توضيح كافى داده شده است و اينك در اينجا فقط به آن مورد اشارهئى مىشود كه حافظ با آوردن حرف « و » خواسته است - اضافه بر واژهء « خطر » - چند واژهء ديگر را هم به خوانندهء شعر خود ، القاء كرده باشد . و به طور مثال مىتوان گفت كه « قصد اين قوم ، خطر باشد و [ زيان و آفت و تلف شدن و هلاكت ] . . . » ) .
: - و - ( شرح همان بيت دوم ) : « . . . در بعضى از ديوانها بعد از كلمهء « باشد » ، « واو » قيد كردهاند . . . دردمندان بلا ، زهر عشق نوشيدهاند ، پس اينان زهرناكند ، عليه اين قوم ، قصد كردن ؛ خطر [ و تلف شدن و هلاكت ] در بردارد . . . » شرح سودى بر حافظ مجلد چهارم ترجمهء عصمت ستارزاده 1347 شمسى صفحهء 2566 - .
« نقل هر جور . . . » : جور ، ظلم ، ستم .
« حافظا سجده « بر » ابروى چو محرابش « كن » / كه « نمازى » ز سر صدق ، جز آنجا نكنى . » نسخهء قديمى 805 هجرى . - [ محرابش بر :
« قزوينى » ] .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1225
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٢٢٥