( در اين زيرنويس ، چند سطر ، جا وجود دارد كه تا فراموش نكردهام در مورد تكرارها بعرض برسانم : همانطوركه به تكرار ، به آب و غذا نياز است و نمىتوان گفت كه « بدن » به آب و غذاى قبلى مراجعه كند و به همان ترتيب كه « نفس » بايد كشيد و امكان ندارد كه انسان از نفس كشيدن صرفنظر نمايد به اين تصور كه همان نفسهاى قبلى كفايت مىكند ، و به همان نحو كه با هر كسى مىبايد به فراخور اوضاع و احوال به گفتوگو پرداخت و خلاصه آنكه زندگى تكرار مكررات است به همين طريق هم :
غزل و حتى بيت حافظ ، واحد مستقلى بوده و داراى شخصيت ويژهئى ( آرى ، شخصيتى منحصر به خود ) مىباشد و نبايد نوشت كه به فلان صفحه يا صفحات قبلى مراجعه شود چرا كه در مرحلهء پژوهش ، راجع به هر غزل و بيت و مصراع و حتى « كلمه » و « حرف » تأكيد دارم كه به « كند و كاو » پرداختن ، آن هم بطور مستقل و بدون رجوع دادن به قبل و بعد ، اختيارى نيست ، و بطور قطع ، اجباريست . ) : ح .
اين بيت : نگار خويش . . . در حافظ قزوينى - غنى ، نيست . و ليكن در نسخ معتبر ديگرى مندرج است .
در « توضيحات » آخر ديوان به : « يكى از تاريكترين دورههاى تاريخ ما » مراجعه فرمائيد .
: - الف - ( بيت ششم )
به گوشهئى بنشين خوشدل و تماشا كن * كه كس به ياد ندارد چنين عجب زمنى
. « نسخهء 805 » . - ( . . . « هر دو [ ببين در آينه . . . ( همچنين ) به گوشهئى بنشين . . . ] از خواجه است . . . » دكتر همايونفرخ ) .
: - ب - ( بيت هشتم ) : « به روز واقعه . . . » در حافظ قزوينى - نيز : خانلرى ثبت نشده و ليكن در نسخهء 805 به كتابت درآمده است .