تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1206

مساهمون:

ص١٢٠٦
خراباتى ، نوشتهء ركن‌الدين همايون‌فرخ ، چاپ تهران 29 / 7 / 1351 ( از سطر هفتم ص 835 تا سطر هفتم ص 836 ) . « ابروى كمان‌دارت مىبرد به پيشانى ، يعنى چون ابرويت به كمان مجهز است با زور و قلدرى ، دل مرا مىبرد . . . » دكتر حسينعلى هروى ، سخن اهل دل - مجموعهء مقالات بزرگداشت حافظ - پائيز 1371 يونسكو در ايران . ص 800 [ نسخى قديم و جديد از جمله : سايه . جلالى و وصال . . . مىبرد ] . الف - [ در همين غزل ، اين بيت را نيز ضبط كرده‌اند ] : « از درم درآ ، سرمست ، تا زنم به شادى دست ، روشنى به ما پيوست ، راستى به « مه » مانى » : ( نسخهء خطى بسيار معتبر . . . كه ميزان اصالت متن آن ، بسيار جالب است ) : مسعود فرزاد . [ استاد فرزاد ، با شتاب و در دو سه جملهء نارسا ، اين بيت را مردود دانسته و فرموده است كه از حافظ نيست . ] : - ب - ( زاهد پشيمان را ذوق باده چندان نيست ) بيت چهارم غزل ( نقل از : نسخهء خطى سال 893 هجرى قمرى « ص 8 تحت عنوان راهنماى مختصر علامات . . . كتاب حافظ صحت كلمات و اصالت غزلها » ( س تا پايان ى ) ؛ ايضا : يكى دو نسخهء خطى ديگر « ص 585 جامع نسخ حافظ ) . : - ج - ( بيت پنجم ) : « محتسب نمىداند . . . » در نسخهء خطى و قديمى 805 هجرى نيامده و تصور مىرود كه تا سيزده ، چهارده سال بعد از وفات خواجه حافظ كه كاتب : اين نسخه را مىنوشته است هنوز اين بيت در دسترس او قرار نداشته است . [ ح ] . : - د - ( بار ديگر : بيت پنجم ) : « محتسب . . . » قزوينى . و « پير حسين » . . ( خم‌شكن نمىداند . . . خانلرى ) . - . « محتسب ، بر « خم‌شكن » ارجح است زيرا حكايت از يك منصب رسمى مىكند و در زمان حافظ