مىروىّ و مژگانت خون خلق مىريزد * تند مىروى جانا ، ترسمت فرومانى
دل ز ناوك چشمت گوش داشتم ( 2 ) ليكن : * ابروى كماندارت مىبرد به پيشانى ( 3 )
گر تو فارغى از من اى نگار سنگيندل * حال خود بخواهم گفت پيش آصف ثانى
جمع كن به احسانى حافظ پريشان را * اى شكنج گيسويت مجمع پريشانى . ( 4 )
چنين است در جميع نسخ ، و مراد از « جنس خانگى » چنان كه سودى نيز تفسير نموده بدون شبهه شراب خانگى است كه خواجه در مواضع ديگر نيز بدان مكرر اشاره نموده است مثلا اين بيت او :
شراب خانگى ترس محتسب خورده * به روى يار بنوشيم و بانگ نوشانوش
و اين بيت ديگر او :
شراب خانگيم بس مى مغانه بيار * حريف باده رسيد اى رفيق توبه وداع
و آنچه از بعضى شنيدهام كه مراد از جنس خانگى حشيش است ظاهرا به كلى واهى و بىاساس و از جنس خيالات همان معتادين بأين گياه بايد باشد « علامه محمد قزوينى » .
گوش داشتن بمعنى نگاه داشتن و محفوظ داشتن و محافظت كردن است ( برهان و بهار عجم ) .
پيشانى بمعنى شوخى و بىشرمى و سختروئى و قوت و صلابت است ( برهان و بهار عجم ) در مورد شرح بيت : « دل ز ناوك چشمت گوش . . . » نگاه كنيد به ص 835 جلد اول ، بخش دوم ، كتاب حافظ