هم قصهء نانموده ، دانى / هم نامهء نانوشته ، خوانى
حكيم نظامى گنجوى الف - « نسخهء خطى بىتاريخ در حدود نيمهء اول قرن يازدهم هجرى قمرى » ( ص 28 جامع نسخ حافظ « فرزاد » چاپ دانشگاه شيراز ، همچنين ص 583 ) : « چراغ چشم جمع ما . . . » .
ب - « حافظ » صحت كلمات و اصالت غزلها ( س تا پايان ى ) چاپ دانشگاه شيراز « فرزاد » ص 1384 : « چراغ چشم جمع ما . . . » ( و عينا همين است در سفينهء خطى متعلق به دكتر اصغر مهدوى ، مراجعه شود به حافظ خانلرى ) ج - ديوان حافظ نسخه خطى « متعلق به خان ملك ساسانى كه در زمان صفويه نوشته شده » ( ص 95 مقدمهء « حافظ يكتائى » ، تهران 1328 ه . ش . كتابفروشى على اكبر علمى ، و ص 326 زيرنويس ) : « چراغ شمع جمع ما ، نسيم . . . » د - حافظ قزوينى : « چراغافروز چشم ما ، نسيم زلف جانان است » مباد « اين جمع را » يا رب . . .
ه - حق نبود استاد مصحح ، يك كلام از خود بپرسد « كدام جمع » ؟ - و اگر فكرش به خطا رفت كه « آن جمع كنايه از زلف است » جلوش بايستد كه : « خير ، مورد اشاره بوى زلف است ، نسيم زلف است ، نه خود آن » ؟ .
. . . « روش ترشروى علمى » است كه . . . اجازه نمىدهد اهل « تصحيح » براى يافتن صورت درست بيت ، گوشهء چشمى هم به نسخههاى ديگر بيندازند . . . چراغ افروز « جمع ما » نسيم زلف خوبان است [ يا : جانان است / مباد « اين جمع را » يا رب ! غم از باد پريشانى ] .
احمد شاملو دنياى سخن ( مجله ، چاپ تهران ) شماره 39 ، اسفند 1369 ، ويژهء