تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1202

مساهمون:

ص١٢٠٢

480

احمد اللّه على معدلة السلطان * احمد شيخ اويس حسن ( 1 ) ايلكانى
خان بن خان و شهنشاه شهنشاه‌نژاد * آنكه مىزيبد اگر جان جهانش خوانى
ديده ناديده به اقبال تو ايمان آورد * مرحبا ، اى به چنين لطف خدا ارزانى
ماه اگر بىتو برآيد به دو نيمش بزنند * دولت احمدى و معجزهء سبحانى
جلوهء بخت تو دل مىبرد از شاه و گدا * چشم بد دور كه هم جانى و هم جانانى
برشكن كاكل تركانه كه در طالع تست * بخشش و كوشش قاآنى و چنگيز خانى ( 2 )
گرچه دوريم به ياد تو قدح مىگيريم ( 3 ) * بعد منزل نبود در سفر روحانى
از گل پارسىام غنچهء عيشى نشكفت * حبذا ( 4 ) دجلهء بغداد و مى ريحانى ( 5 )
سر عاشق كه نه خاك در معشوق بود * كى خلاصش بود از محنت سرگردانى
اى نسيم سحرى خاك دريا بيار * تا كند حافظ ازو ديدهء دل نورانى . ( 6 )
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1202 | شمس الدين حافظ