477
اتَتْ روائح رند الحمى و زاد غرامى ( 1 ) * فداى خاك درِ دوست باد جان گرامى
پيام دوست شنيدن سعادت است و سلامت ( 2 ) * من ( 3 ) المبلّغ عنى الى سُعاد سلامى
بيا به شام غريبان و آب ديدهء من بين * بسان بادهء صافى در آبگينهء شامى
اذا تغرّد عن ذى الاراك ( 4 ) طائرُ خَيرٍ * فلا تفرد عن روضها انين حمامى
بسى نماند كه روز فراق يار سرآيد * رايت من هضبات الحمى قباب خيام ( 5 )
خوشا دمى كه درآئى و گويمت به سلامت * قدمت خير قدوم نزلت خير مقام ( 6 )
بعدت منك و قد صرت ذائباً كهلال ( 7 ) * اگرچه روى چو ماهت نديدهام به تمامى
و ان دعيت بخلد و صرت ناقض عهد * فما تطيّب نفسى و ما استطاب منامى ( 8 )
اميد هست كه زودت به بخت نيك ببينم * تو شاد گشته به فرماندهى و من به غلامى
چو سلك در خوشاب است شعر نغز تو حافظ * كه گاه لطف ، سبق مىبرد ز نظم نظامى .