: - مصراع « به كجا برم شكايت به كه گويم اين حكايت » را تدوينكنندهء اين ديوان ، بدين گونه - در شعرى كه سروده و ذيلا ملاحظه مىفرمائيد - تضمين كرده است :
« اثريست جاودانى ، غزل و كلام حافظ * سخنيست آسمانى ، سخن و پيام حافظ
بود آيههاى قرآن ، همه ثبت سينهء او * هم ازين سبب بود ، عزّت و احترام حافظ
ز شرابِ پاكِ بىدردِ سرِ بهشتِ يزدان * به خدا قسم كه ، لبريز شدست ، جام حافظ
ز مقام ارجمندش ، سخنى مپرس و بگذر : * كه زاوج كهكشان هم ، گذرد مقام حافظ
به مرام او عمل كن كه جنان كنى جهان را * همه « صلح » باشد و « صدق » و « صفا » مرام حافظ
ز طريقِ « لفظ » كن سير و سفر به كُنه « معنى » * كه ز معنويّت آكنده بود كلام حافظ
چه اصول بىاساسى ، چه جهان ناسپاسى * كه نگشت لحظهئى « دور فلك » به كام حافظ
چه كسى تواند از مشكل من گره گشايد ؟ : * كه چرا دمى نشد « توسن بخت » رام حافظ
« به كجا برم شكايت ، به كه گويم اين حكايت » : * كه گذشت با « غم دل » همه صبح و شام حافظ
به زمانه ( حائرى ) خواجهء ماست جاودانى * كه به دفتر زمان « ثبت » بود « دوام » حافظ
. » . سيد هادى حائرى ( كورش ) .