: - ج - در نسخهء خطى و قديمى 805 هجرى متعلق به دكتر همايونفرخ ، علاوه بر غزل « نوبهار است در آن . . . » ؛ اين غزلى هم كه در زير نقل مىكنيم ، ضبط شده است :
اگر از آب طربناك ، نه خوشدل باشى * خوشتر آنست به هر حال كه در گل باشى
بندهء پير مغان باش و ز زاهد بگريز * راهت اينست اگر زيرك و عاقل باشى
نور مهر رخش ار تافت به درياى دلت * خود به سرچشمهء خورشيد ، مقابل باشى
جام مستانه فراگير و به هوش آى اى دل * تا بكى بىخبر افتاده و غافل باشى ؟
دست از آن زلف دو تا داشتهاى زاهد و باز : * در پى نشئهء اغلال و سلاسل باشى !
همچو حافظ اگرت يار ، ز غم بازخرد * صيد آن دلبر مطبوع شمايل باشى . »
: - « . . . مطلع ، با مطلع متن [ حافظ قزوينى ] كاملا متفاوت است و خود غزل نيز همهء ابياتش با متن [ قزوينى ] اختلاف دارد ، جز مصرع دوم بيت مقطع . . . » دكتر ركن الدين همايونفرخ - ديوان شاعر ساحر - چاپ 1371 ، ص 281 - .
الف - « در چمن هر ورقى صورت حال . . . » عكس نسخهء خطى داراى تاريخ 813 هجرى متعلق به احمد مهران . - مجموعهء خطى سنهء 862 ه ، ق ، متعلق به دكتر يحيى قريب . . . « صورت حالى . . . » . - و بعض نسخ خطى .
: - ب - مصرع اول : « دفتر حالى دگرست » . - و مصرع دوم : « ز حال همه . . . » حافظ دكتر جلالى نائينى » و « دكتر نورانى وصال » 1372 ش - [ « دفتر » . « ز كار همه » قزوينى ] .