تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1156

مساهمون:

ص١١٥٦
خطى و چاپى معتبر ديگر - من‌جمله ديوان حافظ نسخهء خطى 805 هجرى قمرى . و بازهم « ديوان كهنهء حافظ » از روى نسخهء خطى نزديك به زمان شاعر به كوشش ايرج افشار - اين بيت آمده است . حافظ قزوينى و غنى : « كلاه سروريت كج مباد بر سر حسن . . . سزاوار ملك و . . . » . ( نسخهء خطى سنهء 862 ه‍ . ق . - حافظ دكتر يحيى قريب : بيت متن ) . دعاى زنده‌دلانت بلا بگرداند . . . سعدى . حافظ ق غ : بيا و سلطنت از ما ! . . . به مباركى ارادهء ثابت حافظ ، اميد است كه ببينم با ليلاى خود افسانه بگويم در شب ماهتاب . ( بديع‌الزمان فروزانفر ) صفحه 198 مجموعهء مقالات و اشعار . : - الف - استاد شهيد مرتضى مطهرى در مورد اين غزل چنين نوشته‌اند : « عرفانى بسيار عالى » [ ص 313 آئينهء جام ديوان حافظ با يادداشتهاى مطهرى - تهران انتشارات صدرا - 1372 ه‍ . ش ] . : - ب - ( شرحى مختصر دربارهء غزل طفيل مستى عشق يا طفيل هستى عشق . . . ) : « . . . معاندان و مخالفان خواجه حافظ ، مسلك و طريقت او را كه عشق و رندى بوده ، دست‌آويز و مستمسك حمله بر او قرار داده و او را متهم به اباحت و بىدينى مىكردند . از طرفى خواجه حافظ نيز براى آنكه ذهن و فكر شاه و وزير و بزرگان زمانش را دربارهء مسلكش دچار تشويش و گمراهى نسازد و اتهام معاندان در افكار آنان رسوخ نكند به توجيه و تشريح مكتب عشق و رندى مىپرداخت و هرگاه موقع و مقام را مناسب مىديد به شرح و بيان نظرات و معتقدات خود دربارهء عشق ، اقدام مىنمود . - در اين غزل . . . همين مطلب را مورد بحث با شاه شجاع قرار داده است . . .
( كلاه سروريت كج مباد از سرِ حسن * كه زيب تخت و