خطى و چاپى معتبر ديگر - منجمله ديوان حافظ نسخهء خطى 805 هجرى قمرى . و بازهم « ديوان كهنهء حافظ » از روى نسخهء خطى نزديك به زمان شاعر به كوشش ايرج افشار - اين بيت آمده است .
حافظ قزوينى و غنى : « كلاه سروريت كج مباد بر سر حسن . . .
سزاوار ملك و . . . » .
( نسخهء خطى سنهء 862 ه . ق . - حافظ دكتر يحيى قريب : بيت متن ) .
دعاى زندهدلانت بلا بگرداند . . . سعدى .
حافظ ق غ : بيا و سلطنت از ما ! . . .
به مباركى ارادهء ثابت حافظ ، اميد است كه ببينم با ليلاى خود افسانه بگويم در شب ماهتاب .
( بديعالزمان فروزانفر ) صفحه 198 مجموعهء مقالات و اشعار .
: - الف - استاد شهيد مرتضى مطهرى در مورد اين غزل چنين نوشتهاند : « عرفانى بسيار عالى » [ ص 313 آئينهء جام ديوان حافظ با يادداشتهاى مطهرى - تهران انتشارات صدرا - 1372 ه . ش ] .
: - ب - ( شرحى مختصر دربارهء غزل طفيل مستى عشق يا طفيل هستى عشق . . . ) : « . . . معاندان و مخالفان خواجه حافظ ، مسلك و طريقت او را كه عشق و رندى بوده ، دستآويز و مستمسك حمله بر او قرار داده و او را متهم به اباحت و بىدينى مىكردند . از طرفى خواجه حافظ نيز براى آنكه ذهن و فكر شاه و وزير و بزرگان زمانش را دربارهء مسلكش دچار تشويش و گمراهى نسازد و اتهام معاندان در افكار آنان رسوخ نكند به توجيه و تشريح مكتب عشق و رندى مىپرداخت و هرگاه موقع و مقام را مناسب مىديد به شرح و بيان نظرات و معتقدات خود دربارهء عشق ، اقدام مىنمود . - در اين غزل . . . همين مطلب را مورد بحث با شاه شجاع قرار داده است . . .
( كلاه سروريت كج مباد از سرِ حسن * كه زيب تخت و