تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1150

مساهمون:

ص١١٥٠

459

خوش كرد ياورى فلكت روز داورى * تا شكر چون كنىّ و چه شكرانه آورى
آن‌كس كه اوفتاد ، خدايش گرفت دست * گو بر تو باد تا غم افتادگان خورى
در كوى عشق ، شوكت شاهى نمىخرند * اقرار بندگى كن و اظهار چاكرى ( 1 )
ساقى به مژدگانى عيش از درم درآى * تا يك‌دم از دلم غم دنيا به در برى
در شاهراه جاه و بزرگى خطر بسىست * آن به كزين گريوه سبكبار ( 2 ) بگذرى
سلطان و فكر لشكر و سوداى تاج و گنج * درويش و امن خاطر و كُنج قلندرى
يك حرف ( 3 ) صوفيانه بگويم اجازت است * : اى نور ديده صلحِ به از جنگ و داورى
نيل مراد برحسبِ ( 4 ) فكر و همت است * از شاه ( 5 ) نذرِ خير و ز توفيق ، ياورى
حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوى * كأين خاك ( 6 ) بهتر از عمل كيمياگرى . ( 7 )