455
بيا با ما مورز اين كينه دارى * كه حقّ صحبت ديرينه دارى
نصيحت گوش كن كاين دُر بسى بِه : * از آن گوهر كه در گنجينه دارى
و ليكن كى نمائى رخ به رندان * تو كز خورشيد و مه آيينه دارى
بدِ رِندان مگو اى شيخ و هش دار * كه با مهر خدائى كينه دارى ( 1 )
نمىترسى ز آه آتشينم ! * تو دانى خرقهء پشمينه دارى .
به فرياد خمار مفلسان رس * خدا را گر ، مىِ دوشينه دارى
نديدم خوشتر از شعر تو حافظ * بقرآنى كه خود در سينه دارى ( 2 ) .