حافظ عزيز ، مصراعى از « عبيد زاكانى » را در اينجا ( با تغيير يك واژه ) تضمين فرموده كه مصراع عبيد اين است :
« ز شست زلف تو هر حلقهئى و آشوبى » ( كليات عبيد ، به اهتمام پرويز اتابكى ، كتابفروشى زوار ، چاپ دوم 1343 ، ص 93 . مصراع دوم بيت عبيد - كه خواجه نيز همانند آن را آورده - چنين است :
ز چشم مست تو هر گوشهئى و غوغائى .
( در اين زيرنويس مجالى بدست آمد كه بيفزايد : چند جا در زيرنويسهاى اين ديوان نامى از كليات سعدى به خط عسكر بن حسين اردوبادى آورديم ، و اينك اضافه مىنمايد كه وى در شمار « تقريبا خوشنويسان » بوده و كليات سعدى در سال 1272 هجرى قمرى و ديوان حافظ به سال 1282 ه . ق . به خط او در تبريز چاپ و منتشر شده است ، چاپ سنگى ، و سعدى به قطع رحلى مىباشد ) .
حافظ ق غ : بخنده گفت كه اى حافظ اين چه پرگارى . « به او گفتم كه مثل نقطه به مركز دايره بيا ، با خنده گفت كه اى حافظ اين چه فريب و نيرنگى است . پرگار : ابزار هندسى ، سرنوشت ، مكر و حيله و در بيت به همين معنى اخيرست . حاصل معنى اينكه به معشوق گفتم از ما دورى مكن و مثل نقطه در وسط دايرهء عشق باش ، با خنده گفت كه حافظ ! اين چه مكر و فريبى است ؟ مراد اينكه : مىخواهى مرا با اين سخن به فريبى ؛ اين امر محال است . » شرح غزلهاى حافظ ، نوشتهء دكتر حسينعلى هروى ، مجلد سوم ، نشر نو ، چاپ اول : 1367 صفحهء 1801 - . [ روانشاد به اين خوبى شرح فرموده ، آن وقت بعضى از ادبا ، در مطبوعات ، احترام او را نگاه نداشتهاند ؛ اگر هم اشتباهاتى كرده آيا سزاوار است كه اين چند دانشمند انگشتشمار به پرخاش پرداخته ، و هتك حرمت همديگر را موجب شوند ؟ ! آيا بهتر نيست كه اين كار را به ملياردها نفر ديگر ، واگذار فرمايند ؟ « ما ز ياران ، چشم يارى داشتيم . » - ح - ] .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1135
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١١٣٥