: « گرم به هر سر موئى دو صد زبان بودى » نسخهء 805 « عيان شدى كه . . . » اين بيت در نسخهء خطى 805 متعلق به دكتر همايونفرخ و در نسخهء چاپى حافظ استاد اديب برومند ، در همين غزل آمده است . امّا در حافظ علامه قزوينى ؛ در غزل ديگر حافظ ( كه در همين وزن و قافيه و رديف مىباشد ) مندرج است با تغييرى بدين ترتيب :
« بگفتمى كه بها چيست خاك پايش را . . . » .
الف - : « چو نقطه حافظ بيدل ، نه در ميان بودى » نسخه به خط پير حسين كاتب .
: - ب - « . . . حافظ سرگشته در ميان . . . » قزوينى .
: - ج - « . . . حافظ بيدل در آن ميان . . . » نسخهء 805 : - د - « . . . حافظ بيدل نه در ميان . . . » بر « ق - خ » [ قزوينى - خانلرى ] :
« . . . حافظ سرگشته در ميان . . . » ارجح است ، زيرا مقصود شاعر اين است كه :
اگر دايرهء عشق ، راه را برنبسته بود ؛ « حافظ بيدل » مانند نقطه در ميان آن دايره قرار نمىگرفت ، يعنى از دايره پاى بيرون مىنهاد ، ولى اكنون در حصار دائره ، گرفتار است . » استاد اديب برومند - غزليات حافظ - ص 987 ( چاپ اول ، 1367 ه . ش . تهران ) شركت انتشاراتى پاژنگ .
: - ه - [ در بعضى از ديوانهاى چاپى حافظ ، در اين غزل ، اين دو بيت را نيز آوردهاند - ح ] :
« خيال اگر نشدى سدّ آب ديدهء من * هزار چشمه به هر گوشهئى روان بودى
كسى به كوى وىام كاشكى نشان دادى * كه تا فراغتم از باغ و بوستان بودى . »
: ( ص 538 جامع نسخ حافظ )