تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1126

مساهمون:

ص١١٢٦

447

ديدم به خواب دوش كه ماهى برآمدى * كز عكس روى او شب هجران سرآمدى
تعبير رفت ، يار سفر كرده مىرسد * اى كاش هرچه زودتر از در درآمدى
ذكرش به خير ساقى فرخنده‌فال من * كز در مدام با قدح و ساغر آمدى
خوش بودى ار به خواب بديدى ديار خويش * تا ياد صحبتش سوى ما رهبر آمدى
فيض ازل به زور و زر ار آمدى به دست * آب‌خضر نصيبهء اسكندر آمدى
آن عهد ياد باد كه از بام و در مرا * هر دم پيام يار و خط دلبر آمدى
كى يافتى رقيب تو چندين مجال ظلم * مظلومى ار شبى به درِ داور آمدى
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق * دانادلى بجوى ، دليرى ، سرآمدى
آنكو ترا به سنگ‌دلى گشت رهنمون ( 1 ) * اى كاشكى كه پاش به سنگى برآمدى
گر ديگرى به شيوهء حافظ زدى رقم * مطبوع طبع شاه هنرپرور آمدى .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1126 | شمس الدين حافظ