تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1125

مساهمون:

ص١١٢٥
بفتح واو و كسر الف و فتح را بمعنى يكباره و يك‌بارگى است ( سودى و حاشيه م ) . و مضمون اين بيت متمم مضمون بيت سابق است يعنى « تو از اول آن روى نيكو را بايستى ديده باشى تا همچون من ترا دل يك‌بارگى غريق عشق در درياى دوستى شود » پىماچان مخفف پاىماچان است و پاىماچان به اصطلاح صوفيان و درويشان صف نعال باشد كه كفش كن است و رسم آن جماعت چنان است كه اگر يكى از ايشان گناهى و تقصيرى كند او را در صف نعال كه مقام غرامت است بيك پاى بازدارند و او هر دو گوش خود را چپ و راست بر دست گيرد يعنى گوش چپ را به دست راست و گوش راست را به دست چپ گرفته چندان بر يك پاى به ايستد كه پير ، و مرشد او را بپذيرد و از گناهش بگذرد ( برهان و مؤيد الفضلاء ) خاقانى گويد : هوا مىخواست تا در صفّ شهوت برترى جويد - گرفتم دست و افكندم بصفّ پاىماچانش . . . و بسپريمن « بسپاريم ، و غرت - اگر تو ، و « وى روشتى » يعنى بىروشى يعنى گناه و تقصيرى و حركتى بر خلاف آيين و رسوم . و اما - ما ، ودى « ديدى و بينى ، - يعنى « به پاىماچان ما غرامت خواهيم سپرد اگر تو يك گناهى يا تقصيرى از ما ديدى ( حافظ قزوينى ) . بواتت - ببايد ترا ، و غرنه - و گرنه ، او بنى ( بعض نسخ ) ( وابنى ) - ببينى ، آنچت - آنچه ترا ، نشادى - نشايد و شايسته نباشد ، يعنى ترا ناچار غم اين دل ببايد خورد و گرنه خواهى ديد آنچه ترا نشايد ، - « از علامه محمد قزوينى » در مورد عربيهاى اين غزل به : « معانى فارسى مصراعهاى عربى » در آخر ديوان ، مراجعه فرمايند .