تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1113

مساهمون:

ص١١١٣
باده نوش از جام عالم بين ، كه بر اورنگ جم : * شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختى
از فريب نرگس مخمور و لعل مىپرست : * حافظ خلوت‌نشين را در شراب انداختى
وز براى صيد دل در گردنم زنجير زلف : * چون كمند خسروِ ( 3 ) مالك رقاب انداختى
داور داراشكوه ، اى آنكه تاج آفتاب : * از سر تعظيم بر خاك جناب انداختى
نصرة الدين شاه يحيى ، اى كه خصم ملك را : * از تف شمشير چون آتش در آب انداختى . ( 4 )
در بعضى از نسخ : حاليا بىرنگ نقش خود در آب . . . استاد اديب برومند اين مصراع را ، از مصراع متن برتر مىدانند ( ص 33 حافظ اديب برومند ) ليكن در نسخهء 805 هجرى اينست : « . . . حاليا نيرنگ نقش خود بر آب انداختى » و چون واژهء « خود » در حافظ قزوينى : « خوش » آمده است . بنابراين ما آن را انتخاب كرديم . حافظ قزوينى اين بيت اصيل را ندارد لكن در نسخه خطى حافظ كه سيزده سال پس از درگذشت او يعنى در تاريخ 805 هجرى به تحرير درآمده و متعلق به ركن الدين همايون‌فرخ مىباشد ، و همچنين در نسخهء پرويز خانلرى ، اين بيت را آورده‌اند . خواجهء شيراز ، گاهگاه و به ندرت در غزل ، بعد از آوردن تخلص خود ، از يكى از بزرگانى كه بارها به او محبت و اظهار ارادت كرده بود در يك ، يا دو سه بيت ، ياد ، و تبجيل مىنمود . ( بيت هفتم ) : « زينهار از آب شمشيرت كه . . . نسخهء 805 - . : - ( « زينهار از آب آن عارض كه شيران . . . » نسخهء قزوينى ) . : - ( مصرع دوم بيت 13 ) « از ره عزت به خاك آن جناب انداختى . » : نسخه 805 هجرى .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1113 | شمس الدين حافظ