شرب با شين مفتوحه و راء مهملهء ساكنه و در آخر باء موحّده بر وزن غرب ، جنسى باشد از كتان رقيق كه اغلب در مصر بافند و بزرگان و اكابر آنجا بر سر بندند ، حافظ گفته : دامنكشان همىشد الخ ، جامى گفته : شرب زركش پوشش اندام اوست ( فرهنگ جهانگيرى و انجمنآراى ناصرى . ) - « قصب با شرب فرق دارد . . زيبايان كه راه رفتن جانان را با چنين لباس ديدند ، بىاختيار « يقهء پيراهن قصبى خود را چاك زدند . . .
قصب : لباسى است از يك نوع كتان بسيار زيبا و ظريف . » شرح سودى .
حافظ ق . غ : خندهء دلآشوب . ( دلآشوبى ! ! آيا وصف است يا ذم ) . - ح .
« آن حسن دلكشش بين ، وان خندههاى شيرين »
( اين مصراع حافظ نقل شده است از : « نسخهء موجود در كتابخانهء طوپقاپوسراى اسلانبول .
كتبه جعفر الحافظ . فى شهور سنه اثنى و عشرين و ثمانمائة هجريه . . . به خط نستعليق ) مجلد دوم . حافظ دكتر خانلرى ( ملحقات غزليات ) ص 1133 ، همچنين ص 847 مجلد اول ديوان حافظ خانلرى ، چاپ دوم 1362 . ه . ش . تهران - راجع به « خندهء دلآشوب » كه در حافظ خانلرى [ و قزوينى و بعض نسخ ديگر ] آمده « احمد شاملو » چنين اظهار نظر كرده است : « خندهء دل به هم زن و مهوع . . . » شماره 39 مجلهء دنياى سخن ( اسفند 1369 ) ص 42 - . ( نسخه خطى و معتبر ديوان حافظ سال 805 هجرى قمرى : « خندهء پرآشوب » . ) . - ( مقالهء « شب تاريك » بقلم « دكتر على رواقى » در شماره 18 و 19 مجلهء كلك « شهريور و مهر 1370 نيز مطالعه شد ) .