تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1066

مساهمون:

ص١٠٦٦
لخلخه : تركيبى از مواد خوشبو مانند مشك و عنبر و كافور . الف - غاليه : « داروئى بسيار خوشبو . . . از تركيب مشك و عنبر . . . و روغن‌بان مىساختند و براى تقويت دماغ و قلب و تسكين صداع و لقوه به كار مىبردند . . . » فرهنگ عميد ( مجلد سوم ) . : ب - راجع به كلمهء « او » كه در اين بيت و بلافاصله نيز در بيت بعد تكرار شده يعنى شاعر دو بار ، اين واژه را قافيه آورده است استحضار مىدهد كه چند نفر از ادباء معتقدند كه حافظ « پيشوا و بنيادگذار » سبك هندى مىباشد - كه بعدها به غلط ، بعضى آن را سبك اصفهانى ! ناميدند - در سبك هندى قافيه‌اى را بلافاصله يك‌بار ديگر آوردن ، مجاز است و صائب تبريزى و برخى از صاحبان اين سبك هم در اشعار خود همين كار را كرده‌اند . الف - كاج - كاش . : ب - ديوان حافظ چاپى ، معروف به ( حافظ قدسى ) : « اى كاش توانستم گفتن سخنى با او » . : ج - حافظ « يكتائى » كتابفروشى و چاپخانه على اكبر علمى 1328 ( ه‍ . ش . ) : « اى كاش ميسر بود گفتن سخنى با او » . بعضى از نسخه‌ها : « . . . با دل‌شدگان يكرو » . ( 7 ) جناب « پناهى سمنانى » در كتاب « شعر و كار در ادب پارسى » ص 177 و 178 نوشته است : « . . . حافظ ، كه وقتى گفته بود ( استاد غزل سعديست ) ، در برخى نسخه‌ها آمده كه حرف خود را اصلاح كرد و گفت : [ خطاب به خود ] : آن را كه خواندى استاد ، چون بنگرى به تحقيق صورتگريست ماهر ، ذوق بيان ندارد . . . » ، صاحب اين قلم كه حائرى باشد يادآور مىشود كه منهم اين مطلب را در يكى دو نوشتهء غير تحقيقى ، قبلا خوانده‌ام و پس از تحقيق و مطالعهء لازم در اين خصوص - اطمينان يافتم كه افسانه‌ئى بيش نيست بديهى است كه خواجه غزلى در همين وزن و قافيه دارد ، اما بيت « آن را كه