بدون استثناء محكم و نغز بوده ، - و مانند دوران پختگى او - در كمال بلاغت سروده مىشده و در اوج فصاحت مىبايد قرار مىداشت ؟ غزلى در چمن خوبى . . . در نسخ چاپى : « حافظ قدسى » . « حافظ لكنهور هند 1322 قمرى » . « حافظ يكتائى ، كتابخانه على اكبر علمى 1328 شمسى ، تهران » .
« سفينهء حافظ جنتى عطائى » . « حافظ پژمان 1318 ه . ش ، كتابفروشى بروخيم » . « حافظ كتابخانهء معرفت شيراز ، مطبعهء سعادت ، صدهء 13 هجرى » . « حافظ على بهائى شرفعلى 1322 هجرى قمرى مطبعهء محمدى بمبئى » . « بدر الشروح ( شرح حافظ ) مطبعهء مجتبائى دهلى 1904 ميلادى ( تجديد چاپ تهران انتشارات امينيان 1362 هجرى شمسى ) » . . . و چاپهائى ديگر ، به زيور طبع آراسته شده است .
راجع به : « نسخ خطى بحافظ منسوب نداشتهاند » . . . بايد گفت كه بعضى از نسخ چاپى كه نام برديم ، « خطى » بوده كه عين همان را به طرز خطى - بچاپ رساندهاند . بعلاوه ديوان حافظ خطى نسخهء 805 هجرى و همچنين نسخهء خطى اشعار حافظ به خط مير عماد ( ص 454 ) كه هر دو با همان خط دو كاتب ، اخيرا طبع و نشر يافته است ، همين غزل را نيز دارند .
فرزاد : « نخستين نوبت انتساب اين غزل بحافظ ، پانصد و چند سال بعد از مرگ حافظ به عمل آمده است ! ، خود غزل نيز ناحافظوار است » .
حائرى : نخستين نوبت انتساب اين غزل بحافظ فقط « سيزده سال پس از درگذشت اين سرايندهء عاليقدر و بىنظير زبان فارسى » به عمل آمده است بدين معنى كه غزل مورد بحث در ديوان حافظ خطى نسخهء 805 هجرى قمرى نوشته شده كه خوشبختانه تا زمان ما محفوظ مانده و توسط حافظشناس بسيار گرامى - دكتر ركنالدين همايونفرخ - در آبان 1367 با سرمايهء انتشارات باورداران در تهران بطبع رسيده و در فروردين 1370 انتشار يافته است ، اما افسوس كه استاد فرزاد در اين تاريخ در قيد حيات نيستند .
موضوع اينكه : « ناحافظوار است » ! بايد دانست كه با به كار بردن
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1063
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٠٦٣