423
اى پيك راستان خبرِ سرو ما بگو ( 1 ) * احوال گل به بلبل دستانسرا بگو
ما محرمان خلوت انسيم غم مخور * با يار آشنا سخن آشنا بگو
بر هم چو مىزد آن سر زلفين مشكبار * با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو
آنكس ( 2 ) كه گفت خاك در دوست كيمياست * گو اين سخن معاينه در چشم ما بگو
آن مى ( 3 ) كه در سبو دل صوفى به عشوه بُرد * كى در قدح كرشمه كند ؟ ساقيا بگو
گر ديگرت بر آن در دولت گذر بود * بعد از اداى خدمت و عرض دعا بگو :
هر چند ما بديم تو ما را بدان مگير * شاهانه ماجراى گناه گدا ( 4 ) بگو
بر اين فقير نامهء آن محتشم بخوان * با اين گدا حكايت آن پادشا بگو
دلها ز دام زلف چو بر خاك مىفشاند * بر آن غريب ما چه گذشت اى صبا بگو ( 5 )