چنين حملهاى هيچگاه نمىتوان در اصالت شعر ، ترديد كرد ؛ خير ، خود غزل نيز بسيار حافظوار مىباشد و در اين مورد جاى هيچگونه شك و شبههئى نخواهد بود .
فرزاد : « حافظ فقط يكبار نام از خواجو مىبرد ، بعضىها تصور مىكنند كه حافظ خود را شاگرد خواجو خوانده است . » .
حائرى : حافظ دو بار نام از خواجوى كرمانى مىبرد :
« . . . دارد سخن حافظ ، طرز سخن خواجو » .
« چه جاى گفتهء خواجو . . . ست . . . بِه ز شعر ظهير » .
خواجه در دوران جوانى گفت كه به طرز خواجو سخنورى مىكنم و بعدها كه بحدّ كمال رسيد و از همهء استادان سبقت گرفت فرمود : چه جاى گفتهء خواجوى و شعر سلمان است . . .
فرزاد : « حافظ در اشعار خود هيچ جا از سعدى به نام ياد نكرده است ، به هر حال ، جاى تأسف است ، غزل مردود مورد بحث . . . » .
حائرى : استاد فرزاد مىخواهند بگويند كه چون خواجه در جاهاى ديگر از سعدى نامى نبردهاند بنابراين غزلى كه نام سعدى در آن آمده است از حافظ نيست ! ! - خوب ؛ اين استدلاليست بيش از حد ضعيف - اگر خواجهء شيراز در اشعار خود ، تنها يكبار نام سعدى را آورده ، و ديگر نياورده است آيا يكى از غزلهاى اصيل او را كه حتى در نسخ خطى قديمى زمان خود شاعر هم به رشتهء تحرير درآمده است بايد « مردود » بدانيم و از ديوان اشعارش حذف نمائيم ؟ « به هر حال ، جاى تأسف است » ! .
در خاتمه مىافزائيم كه اگر بيش از يكبار ، نام سعدى را نياورده در عوض كارى بزرگتر انجام داده است و آن تضمين كامل بعضى از شعرهاى سعدى است كه چند مصراع آن را - بطور نمونه - ذيلا آوردهايم و براى مشخص ساختن كلام سعدى ، آنها را در ( پرانتز ) قرار دادهايم :
( جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب ) * كه خال مهر و وفا نيست روى زيبا را
( حافظ )