صوفى مرا به ميكده برد از طريق عشق * اين دوده بين كه نامهء من شد سياه ازو
. ( حافظ خانلرى ) حافظ ق - غ : سلطان غم ! . . . - . ( حافظ خانلرى ، انجوى و نسخههاى معتبر ديگر : « شيطان غم . . . » . ) .
حافظ ق . غ : باشد توان سترد . . .
( حافظ دكتر خانلرى » اديب برومند ، و چند نسخهء مورد اطمينان ديگر : « بتوان مگر سترد . . . » . ) .
حافظ كه ساز مجلس عشاق راست كرد . ( حافظ خانلرى ) . و :
نسخهء 805 هجرى .
الف - ( بيت هشتم ) : « آبى به روى نامهء اعمال . . . » نسخهء 805 - .
: - ب - بعد از بيت چهارم ( كردار اهل صومعهام كرد مىپرست . . . ) ؛ با قافيهء « تباه » - كه جز در اين بيت ، در ساير بيتهاى اين غزل نيست - بيتى ديده مىشود كه به اعتقاد مسعود فرزاد از حافظ است و مع هذا - [ با كمال تعجب ] آن را مردود شمرده ! و ، اينست آن بيت :
« صوفى مرا به ميكده بُرد از طريق عقل * بنگر كه كار من به چه سان ، شد تباه ازو . »
: - ج - ( مصراع اول همين بيت در اين نسخ ضبط است ( 1 ) نسخهء خطى داراى تاريخ 813 ه ، ق - . ( 2 ) نسخهء خطى « محدود به نيمهء دوم قرن دهم . - ( 3 ) نسخهء خوشخط مورخ 997 قمرى « فرهاد دادستان » . - ( 4 ) بعضى از ديوانهاى چاپى . - ( 5 ) نسخهء خطى كه « در موارد متعدد ، متنى منحصر به فرد ضبط كرده » اهدائى خانلرى به فرزاد : « . . . طريق عشق . » [ كه كاتب در اين نسخه به اشتباه : عشق را به جاى « عقل » تحرير كرده است ] . . . و نسخى ديگر . . .