آوردهايم ؛ و تصور مىرود خواجه بيت را بعد تغيير داده است .
و اين صحيح است بدليل آنكه گدا ! زود به سلطنت نمىرسد ولى گوشهء تاج سلطنت را مىشكند و ضربه مىزند كه « با پادشه بگوى كه روزى مقدر است » . ( ح ) .
( مصراع دوم بيت ششم ) . . . در طلب هواى تو ( حافظ ) . . . ذرّهء خاك من كند ، ميل سوى هواى تو . ( ابن يمين ) .
در نسخهاى آمده است : اينهمه نقش مىزنم در طلب وفاى تو ( و ، اين ارجح است ) .
حافظ . . . سخنسراى تو ( حافظ ) .
. . . « ابن يمين ز جان و دل ، هست غزلسراى تو . » ( همانجا ) .
: - [ در چند نسخهء چاپى در همين غزل ، - قبل از مقطع - آخرين بيت - اين شعر هم به طبع رسيده است ] :
« دشمن و دوست گو بگو هر غرضى كه ممكن است * جور همه جهانيان مىكشم از براى تو . »
جامع نسخ حافظ ( ص 484 ) .
: - الف - ( بيت پنجم ) بعض نسخ خطى و چاپى : « دولت عشق . . .
فقر و احتشام . » .
: - ب - ( بيت ششم ) خرقهء زهد و جام . . . نه درخور همند . « قزوينى » .
( . . . نه درخور هم است . « نسخهء خطى پير حسين كاتب . - نسخهء خطى مسعود فرزاد « تاريخ متن اصلى محدود به نيمهء اول قرن دهم . » - . غزليات حافظ اديب برومند و نسخى ديگر ) .
: - . . . « درخور هم است » بر « درخور همند » مزيت دارد ، زيرا « خرقهء زهد » و « جام مى » ذىروح نيستند . و نيز « در طلب هواى تو » [ ضبط نسخهء خطى پير حسين كاتب ، و نسخ خطى مسعود فرزاد و حافظ چاپى همين استاد به كوشش دكتر على حصورى ] بر « از جهت رضاى تو » [ ضبط حافظ