418
تاب بنفشه مىدهد طُرّهء مشكساى تو * پردهء غنچه مىدرد خندهء ( 1 ) دلگشاى تو
عشق تو سرنوشت من ، خاك درت بهشت من ( 2 ) * مهر رخت سرشت من ، راحت من رضاى تو ( 3 )
اى گل خوش نسيم من بلبل خويش را مسوز * كز سر صدق مىكند شب همهشب دعاى تو
من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان * قال و مقال عالمى مىكشم از براى تو
دولت عشق بين كه چون از سر فقر و افتخار ( 4 ) * گوشهء تاج سلطنت مىشكند گداى تو
خرقهء زهد و جام مى گرچه نه درخور هم است ( 5 ) * اين همه نقش مىزنم در طلب هواى تو ( 6 )
شور شراب و سوز عشق آن نفسم رود ز سر * كأين سر پرهوس شود خاك درِ سراى تو
شاهنشين چشم من تكيهگه خيال تست * جاى دعاست شاه من بىتو مباد جاى تو
خوش چمنيست عارضت خاصه كه در بهار حسن * حافظ خوش كلام شد مرغ سخنسراى تو ( 7 ) .