حافظ ق غ : حق صحبت او - . ( مراد از نعمت پير خرابات . . شراب است . . . با معناى بيت بعد هم ( بيار باده كه . . ) بيشتر تناسب دارد . . . ) دكتر پرويز ناتل خانلرى - چند نكته در تصحيح ديوان حافظ .
در بعضى از نسخ . . . مستظهرم به رحمت او ، بهترست ولى قافيه مكرر مىشود .
« پيشواى يك سبك » ( سبك هندى ) از اين لحاظ كه حافظ مطالب خود را در لفافهء استعارات و تشبيهات بيان مىكند مىتوان او را پيشواى سبكى بشمار آورد كه در عهد صفويه رونقى گرفت و قهرمانانى چون صائب ، كليم ، عرفى ، طالب آملى در آن سر شناسند و به سبك « هندى » معروف است اما با اين تفاوت روشن كه شاعران « سبك هندى » به حد اغراقآميزى شيوهء سخن حافظ را به كار بستند و از جزالت و انسجام سخن خواجه نيز بهرهمند نيستند . ابيات زيادى در ديوان خواجه هست كه رقت احساس ، باريك خيالى و توسل به استعاره و كنايه در بيان مقصود ، اين سبك را بخاطر مىآورد : حافظ مىخواهد از پيدايش سودائى سخن گفته و آن كسى را كه در جان افسردهاش لهيبى برافروخته است بستايد : چراغ صاعقهء آن سحاب روشن باد - كه زد بخرمن من آتش محبت او . . . » على دشتى - صفحهء ( 87 ) نقشى از حافظ - تهران 1357 ه . ش .
:
« بيار باده كه دوشم سروش عالم غيب * نويد داد كه . . . »
نسخه 805 - و نسخه به خط پير حسين كاتب . - ( . . . « از نظر انسجام و استوارى [ بيار باده كه دوشم . . . ] ترجيح دارد . » حافظ اديب برومند ) .
در چند نسخهء خطى مسعود فرزاد و نيز در نسخهء چاپى دكتر خانلرى ، بجاى « فطرت » [ قافيهء بيت مقطع ] ؛ كلمهء « طينت » آمده است .
( . . . « . . . با ذكر « خاك خرابات » ؛ طينت ، مناسبترست . ) اديب برومند .