تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1034

مساهمون:

ص١٠٣٤

411

مىفكن بر صف رندان نظرى بهتر ازين * بر در ميكده مىكن گذرى بهتر ازين
در حق من لبت اين لطف كه مىفرمايد * سخت « خوبست ، و ليكن قدرى بهتر ازين » ( 1 )
آنكه فكرش گره از كار جهان بگشايد * گو درين كار بفرما نظرى بهتر ازين
ناصحم گفت كه جز غم چه هنر دارد عشق * گفتم اى خواجهء غافل هنرى بهتر ازين ؟ !
دل بدان رود گرامى چه كنم گر ندهم * مادرِ دهر ندارد پسرى بهتر ازين
من نگويم كه قدح گير و لب ساقى بوس ( 2 ) * بشنو ار ، ز آنكه بگويد دگرى بهتر ازين ( 3 )
كلك حافظ شكرين شاخ نباتيست بچين ( 4 ) * كه درين باغ نبينى ثمرى بهتر ازين ( 5 ) .